همايش موسيقي مكتب اصفهان برگزار شد

اولين نشست موسيقي مكتب اصفهان، عصر يكشنبه 19 آذر ماه در آمفي تئاتر موزه هنرهاي معاصر تهران برگزار شد.

به گزارش روابط عمومي فرهنگستان هنر، در اين نشست ابتدا دكتر فريبا افكاري دبير علمي همايش، سخنراني كرد و سپس دكترعبدالمجيد كياني، محسن محمدي، الهه ثابتي، آنا بلينسكا، منصوره ثابت زاده و اميرحسين پورجوادي درباره موسيقي در عصر صفوي سخن گفتند. دكتر داريوش طلايي پژوهشگر موسيقي نيز در اين نشست حضور داشت.

دكتر فريبا افكاري‌ در ابتداي برنامه، متني را درباره گسترش هنر در عصر صفوي با اشاره به شهر اصفهان در قرن يازدهم هجري قمري خواند. عبدالمجيد كياني، پژوهشگر و استاد موسيقي سنتي ايران، اولين سخنراني بود كه درباره تأثير موسيقي مكتب اصفهان بر موسيقي امروز ايران سخن گفت.

او با اشاره به موسيقي تفريحي در آغاز عصر صفوي گفت:«در آغاز عصر صفوي و روزگار شاه عباس اول و دوم، موسيقي نيز مثل هنرهاي ديگر اين عصر چندان مورد توجه نبود، تنها يك موسيقي تفريحي و سرگرم كننده وجود داشت. هنر موسيقي اين عصر در قياس با هنر معماران و نگارگران چندان پر توان نبود؛ در زمان شاه طهماسب، همان موسيقي سرگرم كننده هم حذف مي شود اما چيزي از آن روزگار در عرصه موسيقي ايران با نام موسيقي نقاره خانه باقي مي ماند كه تأثيري عميق بر موسيقي امروز ايران گذاشته است. موسيقي نقاره خانه، موسيقي بود كه بيشتر براي مراسم تاجگذاري و مراسم هاي مذهبي و رسمي آن روزگار استفاده مي شد. نقاره اگرچه موسيقي آكادميك و علمي ايرانيان نيست و نوعي موسيقي مذهبي است اما اين موسيقي كاملآً بر اساس موسيقي دستگاهي كنوني ايران است. اما اينكه آيا موسيقي كنوني ما كه اين قدر رابطه نزديكي با مراسم مذهبي دارد، از موسيقي نقاره گرفته شده و بعد هنرمندان آن را به صورت رديف درآورده اند، يا اينكه موسيقي مذهبي از موسيقي سنتي گرفته شده است همواره مطرح است.»

محسن محمدي ‌سخنران بعدي اين نشست بود كه مقاله اي را با عنوان دسته بندي لحن ها در نظام موسيقي دوره صفويه خواند. او در اين مقاله از كتب كهن و كتابي از محمد نيشابوري (در قرن هفتم) استفاده كرده بود و تحقيق درباره اسامي انواع دسته بندي لحن هايي كه در نظام موسيقيايي آن زمان به صورت تئوري نوشته شده است، ارائه داد.

او پس از ارائه مقاله و مقايسه دسته بندي هاي تئوريك لحن ها با آنچه كه در عمل وجود دارد به اين نتيجه رسيدكه:« دسته بندي ها و منظم كردن لحن ها چندان ارتباط موسيقايي و ساختاري ندارند؛ بعدها در زمان صفويه، دسته بندي ديگري شكل مي گيرد اين طبقه بندي ها تنها براي ساده كردن و تئوريزيه كردن موسيقي است و چندان جنبه عملي ندارند.»

الهه ثابتي، كارشناس ارشد معماري كه پايان نامه اش درباره فضاي اجراي موسيقي ايراني بوده است سخنران بعدي بود كه پژوهشي درباره موسيقي در اصفهان "صفوي: بزمي يا رزمي؟" را ارائه داد.

او با اشاره به منابع پژوهش در زمينه موسيقي ايران گفت:« منابع پژوهش شامل منابع مكتوب و منابع تصويري شامل تنديس هاي گلي، حجاري ها، نقوش روي ظرف، نگاره ها و عكس هاي دوره قاجار است.»

دكتر آنا بلينسكا، استاد دانشگاه رشته ايرانشناسي و موسيقي شناسي مقاله خود را با عنوان "تأملي بر رساله بهجت الروح" به زبان انگليسي ارائه داد.

او درباره "رساله بهجت الروح" كه به نيروي شگفت آور موسيقي و رابطه آن با كيهان شناسي مي پرداخت گفت:« اين رساله به ما مي گويد كه چگونه خدا تصميم گرفت در وجود آدم جان بدمد و وقتي خواست كه روح را به تن بكشاند، آواز غم انگيز جبرئيل در مقام راست دميده شد و روح به سمت تن حركت كرد. نويسنده كتاب، جبرئيل را حامي بزرگ موسيقي مي خواند.»

آنا بلينسكا با اشاره به اسطوره ها و افسانه ققنوس در كتاب عطار نيشابوري گفت:« ققنوس نمادي آشنا از جاودانگي و تولد دوباره است و به عنوان منبع صداها و ملودي ها در جهان خاكي است.»

منصوره ثابت زاده، سخنران بعدي اين نشست، مقاله اي را با عنوان "ساقي نامه، مغني نامه، ساختاري ادبي- موسيقايي و رواج آن در عهد صفوي" ارائه داد.

ثابت زاده با اشاره به اينكه ساقي نامه ساختار موسيقايي مورد توجه بسياري موسيقيدانان است، گفت:« تاك در سنت قديم درخت زندگي است و در ايران درخت هاي كهن با عنوان اكسير جواني پارسيان شناخته شده است. اما سؤالي كه مطرح است اين است كه ساقي نامه از كي در موسيقي دستگاهي رديف به وجود آمده است؟»

وي به زمان صفويه اشاره كرد «در دوره صفويه از ساقي نامه خبر داريم كه گفته مي شود در دوره اول اسلامي از ادبيات عرب آمده است در حالي كه دهخدا آن را رد مي كند. متن كلامي ساقي نامه از رودكي آغاز مي شود و بعد به يك سبك مستقل در متن كلامي تبديل مي شود و تكامل مي يابد. در موسيقي ما دو گونه ساقي نامه داريم يكي از آواز دستگاه اصفهان و ديگري در دستگاه ماهور، اينكه موسيقي ساقي نامه از صفويه شروع شده است جاي فكر دارد.»

او درباره معاني كه ساقي نامه ها دنبال مي كنند گفت:«در مسير ادبيات مي بينيم كه اين قابليت وجود دارد كه براي گفتن از موضوعات فلسفي ، نوعي تظلم خواهي و دادخواهي از ساقي كمك مي گيرند. در شعرهاي حافظ و خيام نيز اشاراتي به ساقي و آمدنش شده است.»

اميرحسين پورجوادي نيز در مقاله‌اي با عنوان "اميرخان گرجي، آخرين مصنف و نظريه پرداز عهد صفوي"، به يكي از تصنيف پردازان عهد صفوي و تلاش او در باب احياي موسيقي پرداخت.»

وي گفت:« اميرخان گرجي از 20 سالگي موسيقي را دنبال مي كند و آثار و تصانيفي را كه در دربار شناخته شده بود جمع آوري مي كند و در مجموعه خودش گرد مي آورد. آثار به جا مانده از او تصانيف دربار صفويه است و مجموعه اي كه تأليف كرده با يك رساله منظوم آغاز شد و مجموعاً 43 تصنيف دارد. در اين كتاب او اصول يا ايقاعات تازه اي را وارد موسيقي مي كند و سيستم خاصي از اصول را عنوان مي كند كه مورد توجه است. اين تصانيف در نيمه قرن يازدهم هجري ساخته شده اند و مصنفين آن ها همه در اصفهان بودند.»

پورجوادي اين تصنيف هاي ثبت شده توسط اميرخان گرجي را تصانيف به جاي مانده و مهم خواند.

اولين نشست موسيقي مكتب اصفهان با سخنراني اميرحسين پورجوادي پايان يافت.

www.honar.ac.ir
E-mail:isfahan@honar.ac.ir