گزارش دومين روز همايش حكمي-هنري مكتب اصفهان

دومين روز از همايش حكمي-هنري مكتب اصفهان در موسسه پژوهشي حكمت و فلسفه برگزار شد.

به گزارش روابط عمومي فرهنگستان هنر، رييس مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران گفت: عالم، عالم ظهور است كه حقايق فرامادي و فرازماني در ان ظهور پيدا مي كنند. عبارت مكتب اصفهان هم پسنديده است به اين خاطر كه در اين عصر بخش از حكمت الهي ظهور پيدا كرده است.

دكتر غلامرضا اعواني همچنين اضافه كرد كه بزرگ ترين دستاورد مكتب اصفهان وحدت بين دو حكمت يوناني و ايماني است كه در عالم مسيحيت علي رغم تلاش هاي صورت گرفته توسط كليسا اين هدف حاصل نشد اما ملاصدرا توانست كمال وحدت ميان اين دو را در حكمت متعاليه به ظهور برساند.

عاطفه كرباسي هم در اين جلسه تصريح كرد كه در جامعه سنتي ارتباط هنر و حكمت مشهود است. در اين جامعه هنر به منزله راه و وسيله است نه هدف و تنها ارزش آن به همين وسيله بودن آن است اما ايجاد هر چيز نوين هم خلاقيت محسوب نمي شود و بايد شرايط خاصي فراهم باشد تا بتوان يك اثر جديد را داراي خلاقيت هنري دانست.

دكتر صدرالدين طاهري، استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبايي در اين جلسه با اظهار تأسف از اين كه بسياري از شروع نوشته شده بر كتاب الهيات شفا كه در زمان اوج مكتب اصفهان نگاشته شده امروز مهجور واقع شده اند، ملاصدرا را آغازگر اين جريان تاريخي دانست كه منجر به نوشته شدن 18 شرح بر الهيات شفا شد. در حالي كه در تمام تاريخ فلسفه اسلامي تنها 24 شرح بر اين كتاب شيخ الرئيس نوشته شده است.

وي گفت:« بدون شك ملاصدرا امروز با صدراي عصر صفوي متفاوت است و او بي‌ترديد در تمام اين مباحث و در دفاع از ابن سينا پيروز بوده است.»

دكتر محمدعلي مدرس مطلق هم در ابتدا اظهار داشت كه اين نظر كه حكمت متعاليه صدرا سنتز نظرات ديگر حكماي اسلامي است، بايد با كمي مسامحه پذيرفته شود.

وي گفت:« توجه بيش از حد به ملاصدرا باعث شده تا كمي به حكماي بعد از او همچون رجبعلي تبريزي ظلم شده و كمتر به نظرات او توجه شد. اين حركت همچنان در عصر ما ادامه دارد و ريشه اين حرف كه فلسفه اسلامي متنوع نيست را بايد در همين سنت غلط به ارث رسيده از گذشتگان جست و جو كرد.»

شهرام پازوكي معتقد است:« در گذشته هنر هنرمندان جنبه نمايشي نداشته و كمتر پيش مي آمد كه كسي نام خود را بر اثرش حك كند. هنر اما نقشي بود كه دست به دست مي گشت آن ها منشأ هنر خود را آسماني مي دانستند و عمدتاً مبدأ هنرشان را به اوليا و خصوصاً امام علي كه وارث پيامبر بود نسبت مي دادند.»

وي گفت:« در گذشته هنر جنبه معنوي داشت اما كانون داشت اما اكنون اين گونه نيست ؛ هنرمندان كار معنوي مي كردند و كمتر كسي از آن به عنوان يك پيشه استفاده مي كردند.»

دكتر نصرالله حكمت هم تأكيد كرد كه قصيده «يائيه» ميرفندرسكي با توسل به هستي شناسي افلاطوني و ارسطويي قابل فهم نبوده و تنها با اتكا به هستي شناسي عرفاني ابن عربي است كه مي توان ميان ابيات‌آن هماهنگي ايجاد كرد.

وي افزود:‌ مثال هاي ابن عربي همچون مثال دريا و ديگر تعبيرات او به خوبي در كلام ميرفندسكي مشهود است. او همچون ابن عربي قصيده را نه با استدلال كه با عشق به زيبايي عالم آغاز مي كند و اگر قرار باشد اشارات او به مفاهيمي چون صورت و زير عالم با هستي شناسي مثلي افلاطون يا صورت و جامه ارسطو سنجيده شده در ادبيات بعدي به تناقض برمي خوريم چرا كه ميرفندرسكي اساساً نظريه مثل را مردود مي داند دكتر محمدعلي مدرس مطلق هم در جلسه نوبت بعد از ظهر تصريح كرد كه مي توان نشانه هاي بقاي مكتب اصفهان را در حكمايي چون ميرزا علي آقاي شيرازي يافت كه در نيمه دوم قرن چهاردهم به پيشه طبابت اشتغال داشت. وي گفت:« ميرزا علي آقا شيرازي در سال 1375 قمري فوت كرد اما هنوز كتابي نديدم كه به بررسي شخصيت و آراي اين حكيم بپردازد. اشتغال او به طبابت يادآور حكماي جامعي چون ميرداماد است كه هر چند در دوران پس از حمله افغان به اصفهان اثري از حكماي جامع مشهود نيست اما جا دارد وجود او در قرن 14 را دليلي بر بقاي مكتب اصفهان بدانيم.»

دكتر مهدي مطيع هم با بيان اينكه كانوني ترين زيباشناسانه قرآن بلاشك مفهوم «الله» است به بررسي لايه هاي زيبايي شناسي قرآن از منظر حكمت متعاليه پرداخت و گفت:«به بيان قرآني هستي، وجود مستقل نداشته و وجودش عين رابطه و وابستگي است بنابراين زيبايي هم از اين قاعده مستثني نبوده و بايد منشأ آن را در حق تعالي جست و جو كرد. »
به اعتقاد مطيع نقطه قوت حكمت صدرالدين بهره مندي آن از قرآن و روايات است اما اين زيبايي گاهي بايد ترك شود و آن چه كه در عالم خاكي است دلبستگي نشايد.

www.honar.ac.ir
E-mail:isfahan@honar.ac.ir