گزارش دومين روزهمايش موسيقي مكتب اصفهان

نشست دوم موسيقي مكتب اصفهان صبح دوشنبه 20 آذرماه در آمفي تئاتر موزه هنرهاي معاصر برگزار شد.

به گزارش روابط عمومي فرهنگستان هنر، در اين نشست كه رياست آن را استاد علي بياني برعهده داشت، دكتر سيدحسن ميثمي، تحقيقي درباره هنر موسيقي در دوره صفويه با عنوان بررسي موسيقي عملي از تاريخ 1006 ال 1135 (هـ . ق) در ايران صفوي ارائه كرد. اين مقاله به سه وجه عمده موسيقي صفويه پرداخته بود. اول تحولاتي كه در ساختار موسيقي مدال در زمان صفويه پيش آمده است، دوم‌ آثاري كه در اين دوره ساخته شده و تغييراتي كه روي داده است و سوم، سازهايي كه در اين دوره رواج داشته اند.

از نظر او جنبه هاي مختلف موسيقي عملي در دوراني كه پايتخت از قزوين به اصفهان انتقال يافت، قابل بررسي است و در اين دوره تغييراتي را در ساختار موسيقي عملي مي توان مشاهده كرد، اين تغييرات در مباحثي چون ساختار مدال، آثار ضربي، «كمپوزسيون ها» و سازها به چشم مي خورد.

اين تحقيق مبني بر روش اسنادي است كه در نگارش آن از آثار در منابع اوليه آن دوره از جمله رسالات موسيقي (رساله هاي شناسنامه دار و در رساله هاي منسوب به دوره صفوي)، آثار تاريخي و ادبي و نيز سفرنامه هاي آن دوران بهره گرفته شده است.

«بررسي در نوع حرفه اي در فرهنگ موسيقي ايران» عنوان مقاله اي بود كه توسط مارينا دورشين، استاد دانشگاه و محقق موسيقي از روسيه ارائه شده بود، اما به دليل عدم حضور اين استاد، مقاله براي حاضران ارائه نشد. مقاله وي درباره دو نوع موسيقي حرفه اي بر مبناي دو مكتب در ايران متني بر شيوه آهنگساز (متني بر مدل اروپايي) و شيوه سنتي (مبتني بر رديف) بود.

سپس ايرج نعيمايي ، درباره رابطه بين خوشنويسي و موسيقي در عصر صفوي سخن گفت.

وي با بيان اينكه هنر تجلي حقيقت است به وجود مشترك خوشنويسي و موسيقي پرداخت:«اشتراكات موسيقي بين هنرهاي ديگر هم وجود دارد، يعني همان معاني مشتركي كه در موسيقي هست در نگارگري و خوشنوسي هم به چشم مي خورد و ادبيات ، خوشنويسي و موسيقي هنري بوده اند كه همواره حامي و حافظ يكديگر بوده اند. همچنانكه اصل در موسيقي بيان معناست و معنا در كلام است در حوزه خوش نويسي نيز اصل بيان مفهوم است. شايد وجه مشترك موسيقي و خوشنويسي ادوار آن است و مهم ترين كتابي كه ما در زمينه موسيقي داريم ادوار صفي الدين ارموي است. اين ادوار مفاهيم وحدت و كثرت را در بر مي گيرد، موسيقي در يك دستگاه انجام مي شود و به رغم استفاده از نت هاي متكثر، وحدتي را در نهايت حاصل مي‌كند در خوشنويسي و تذهيب ما يك كثرت در ساختار يك «شمه» مي بينيم كه در كل يك وحدت را مي نماياند.»

ويژگي هاي مشترك هنري مكتب اصفهان با اشاره به سه «هنر خوشنويسي، و نقاشي عنوان مقاله اي بود كه آتوسا رسولي ، دانشجوي كارشناسي ارشد پژوهش هنر ارائه داد. در اين مقاله پس از پرداختن به اوضاع سياسي ، اجتماعي و هنري شاه عباس اول، رسولي به ارائه مشتركات هنرهاي سه گانه خوشنويسي، موسيقي و نقاشي پرداخت «فضا و ظرايف محيطي و اجتماعي در دوران شاه عباس با قبل از آن بسيار متفاوت شد. مهم ترين تغيير آزادي عمل هنرمند بود نقاشي در خدمت ادبيات نبود و طراحي به صورت مستقل از درون كتاب هاي خطي بيرون آمد و با اينكه گفته مي شود موسيقي در دوران صفويه دچار ركورد شد، اما مي توان اشاره كرد كه موسيقي قاجار و رديف هاي كنوني برگرفته از موسيقي همين دوران است.»

وي مشتركات هنر را در عصر صفويه شامل آزادي و تحرك، حركات پر پيچ و تاب، ريتم، ايجاد تنوع در شدت و وجود نسبت هاي رياضي دانست.

در پايان نشست ثريا آقايوا، كه در دانشگاه آنكارا كرسي استادي دارد و در زمينه رسالات عبدالقادر مراغه‌اي پژوهش هاي بسيار انجام داده است، مقاله خود را به عنوان تطبيق رسالات و نسخ خطي قرون وسطي به ويژه عبدالقادر مراغه اي ارائه داد.

وي در اين مقاله به ارائه نظرات عبدالقادر مراغه اي درباره موسيقي و رسالات فرزندان اين پژوهشگر كهن، در كتاب هاي جامع الالحان و مقاصد الانوار پرداخت.

در نشست بعد از ظهر كه با حضور جهانگير نصري اشرفي، سيده ساحل قافله باشي و با رياست جلسه، دكتر فريبا افكاري برگزار شد، جهانگير نصري اشرفي، پژوهشگر تاريخ ، فرهنگ و موسيقي، مقاله خود را به عنوان «انتقال وظيفه هنر خنياگري به راويان غير بومي در عصر صفويه» ارائه كرد، اين پژوهشگر به تحولات اعتقادي در عصر صفويه كه موجب شد وظايف خنياگري بومي در برخي نواحي و شهرهاي ايران به راويان و مجريان غيربومي موسيقي انتقال يابد، پرداخت.

ظهور عناوين و نام هايي همچون مهتر، چنگي، خطير در ميان ايلات و عشاير و نيز انتقال وظايف موسيقي مطربي و انواع موسيقي مراسم سرور آميز به هنرمندان كليمي و ارامنه ايران در شهرهاي بزرگ مثل شيراز، اصفهان، تهران و نيز وظايف كولي ها در اجراي موسيقي بومي برخي نواحي معطوف به چنين تحولاتي است.

وي در اين مقاله اشاره كرد كه در حقيقت اين روند موجب گرديد تا مسئوليت خنياگري به طرز چشم گيري به اقشار و اقليت هاي خاص سپرده شود كه اين تغيير جايگاه هنوز هم در موسيقي ايلي و قومي ايران قابل ملاحظه است.

وي سپس به مقوله پيدايش كولي ها و زمان ورود آن ها به موسيقي ايران پرداخت و گفت:« اين كولي ها از دوره اشكاني در ايران به عنوان راوي موسيقي حضور يافته اند و مي توان گفت كه از دوره صفويه اين اتفاق به طور جدي در موسيقي ايران افتاد. در سفرنامه لرستان و خوزستان به حضور كولي ها به عنوان نوازندگان قومي پرداخته شده است ؛ اين سفرنامه ها متعلق به دوره صفويه است.

وي در پايان به اين نكته اشاره كرد كه ما مي توانيم از كوليان به راويان و ناقلان موسيقي ايراني از عصر صفوي به بعد نام ببريم.

«بررسي و معرفي رساله اي در معرفت موسيقي در عصر صفوي»، مقاله پاياني اين نشست بود كه توسط سيده ساحل قافله باشي، كارشناس مربوط به عصر صفويه ارئه شد.

اين رساله كه شامل هفده فصل، يك مقدمه و يك خاتمه است به مبادي علم موسيقي، تقسيم دستان و تعريف ابعاد بيان پرده ها، آوازها و نسبت آن با بروج و كواكب و اقاليم بعد و اقاليم مختلف و همچنين ايقاع اصول و معرفت سماع مي پردازد كه از جمله مسائل مهم و ناشناخته دوره صفويه است.

علاوه بر آن با بيان نكاتي در مورد تصحيح اين نسخه خطي، با تأكيد ويژه اي به جداول تقسيم دستان و تعريف ابعاد در اين رساله پرداخت.

از ديگر نكات بارز در اين رساله، پرداختن به اصطلاح «بانگ» است كه منظور محدوده نغمات و درجات يك مقام است.

اين نشست با جلسه پرسش و پاسخي كه با حضور ژان دورينگ، پژوهشگر و موسيقيدان از فرانسه، دكتر سيدحسين ميثمي، جهانگير نصري اشرفي، علي بياني و فريبا افكاري برگزار شد، پايان يافت.

www.honar.ac.ir
E-mail:isfahan@honar.ac.ir