گزارش دومين روز همايش ادبيات مكتب اصفهان

دومين روز از همايش ادبيات مكتب اصفهان در مجموعه نقش جهان وابسته به فرهنگستان هنر برگزار شد.

به گزارش روابط عمومي فرهنگستان هنر، دكتر جليل تجليل در دومين روز برنامه هاي علمي همايش ادبيات مكتب اصفهان، در سخنراني خود با عنوان "صورتگري صائب و محتشم" ضمن بيان مطلب فوق گفت:‌« شعر صائب در كشاكش صور تخيلي و ابداعي همگان را به شكار معاني در گلزار بياني دعوت مي كند.»

تجليل در بخشي ديگر به توضيح اصطلاحات خوشنويسي در صور خيال و قلمرو بيان صائب اشاره كرد و در توضيح آن ادامه داد:‌«از ويژگي هاي شعر صائب اين است كه او خود يكي از خوشنويسان و استادان خط عصر خود بوده است، لذا نمونه هاي بسياري از اصطلاحات خوشنويسي را از اشعار خود‌ آورده است مثل مشق قلم و يا اشاره به زيبايي هاي سه شيوه خوشنويسي ريحان، نسخ و غبار اشاره كرده است.»

وي در توصيف تحليلي بلاغي و صور خيال محتشم نيز گفت:« تصاويري كه محتشم از سر اخلاص از قيام و حماسه كربلا و قدرت و فرهنگ ظلم ستيزي امام حسين و سنگدلان دشمنانش بيان مي كند هر كدام در فضاي بلاغت ريشه در باريكي و ابداع انديشه دارد.»

پس از سخنان دكتر تجليل خانم موردي كاوسكا، استاد كرسي ايران شناسي در دانشگاه لهستان نيز به نقش ادبيات دوره صفويه در تربيت هويت ايراني اشاره كرد. او هويت ملي را عنصر مهم ادبيات ايراني دانست و گفت:« آنچه را ادبيات كهن و بعد در دوره صفويه نيز ديده مي شود حماسه و شجاعت است كه ريشه در اوستا و شاهنامه دارد و بعدها جاي آن ها را قهرمانان شيعه گرفتند.»

دكتر محمد ناصر رهياب استاد دانشگاه هرات نيز درباره ويژگي هاي سبك مكتب هرات به عنوان مقدمه و مكتب قبل از صفويه گفت:« آنچه مكتب هرات را از مكتب عراقي جدا مي كند، خيالبندي، ساده پردازي، نزديك شدن به زبان عاميانه. گرايشي به زندگي روزمره، مضمون آفريني، دوري از مسائل پيچيده و... است.»

وي همچنين گفت: «در دوره تيموريان هرات، يكي از باشكوه ترين دوران هنر و فرهنگ اسلامي است و شعر مردم گرايانه آن يكي از برجسته ترين نمونه هاي ادبي گذشته ما است.»

فاطمه كوروني ديگر سخنران حاضر در اين همايش در مقاله خود با عنوان نگاهي به سبك هندي گفت: « ادبيات باروك همچون ديگر هنرهاي آن عهد كه با تزيين و تصنع همراه است مملو از استعاره هاي پيچيده، تمثيل، مبالغه و اغراق و تشبيه هاي دور از ذهن دانست كه از نظر مضمون و محتوا نيز مبتني بر فردگرايي است. طبيعت، مذهب و احساس نيز در آن رنگي ديگرگون دارد. سبك هندي نيز كه پس از اوج و اعتلاي شعر فارسي به وجود آمد، سبكي است سرشار از استعاره هاي پيچيده و تمثيل كه مبتني بر نازك انديشي و باريك بيني شاعرانه است. مضمون يابي،‌به كارگيري كلمات عاميانه و صنايع جديد و شعر نيز از ويژگي هاي ديگر اين سبك است.»

كوروني در بخش ديگري از سخنان خود عدم تكراري شدن را از ديگر ويژگي هاي غزل هندي دانست اما گفت:« از آنجايي كه غزل در اصل شعر غنايي است، و مضمون كلي آن هميشه عشق و بيان عاشقي است، غزل هندي به اين محدوده اكتفا نكرده به همين دليل هر مضموني وارد غزل شده و محور آن بر موعظه و حكمت قرار گرفته و اين از معايب غزل هندي است.«

نمادي با رتايا، ايران شناس گرجستاني نيز درباره" ترجمه هاي گرجي شاهنامه در عهد صفويان" مقاله خود را قرائت كرد. او دوره صفويه را اوج شكوفايي روابط دو كشور ايران و گرجستان دانست و از ترجمه و تقليد به عنوان روزنه ورود ادبيات فارسي به فرهنگ گرجستان نام برد.

وي خاطر نشان كرد:« گرجيان قهرمانان شاهنامه را پيش تر و از زمان فارسي باستاني و ميانه مي شناخته اند و اين ادبيات در فرهنگ گرجي به طريق فولكلور و همچنين مكتوب وارد شده است.

او همچنين اوج شكوفايي ترجمه شاهنامه را قرن 16 و 17 ميلادي دانست و گفت: «شاهنامه براي گرجيان آن قدر مهم بوده كه اسامي آن به نام هاي محلي گرجي تبديل شده است. البته شايان ذكر است كه گرجي ها به قسمت هاي اساطيري شاهنامه علاقه بيشتري دارند و حكايت پهلواني مربوط به رستم را ترجمه و تقليد كرده اند و به آن «رستمياني» گفته اند.

نرگس رضايي آخرين سخنران، جلسات صبح همايش مكتب اصفهان درباره بررسي و تحليل اصول فرهنگ نوين در بهار عجم گفت:« واژه ها در بهار عجم بر اساس حروف اول و دوم مرتب شده است و مؤلف حروف اول را باب و حرف دوم را فصل مي نامد و برخلاف برخي از فرهنگ هاي ديگر به تمام حروف الفبا يك باب اختصاص داده است.»

وي در خاتمه گفت:‌«در فرهنگ بهار عجم واژه ها بر اساس حروف اول و دوم الفبايي شده و به اسم هاي مركب، عبارات و تركيبات بيش از فرهنگ هاي پيشين كه در شبه قاره تأليف شده، توجه كرده است.»

در نشست هاي بعد از ظهر دومين روز همايش ادبيات مكتب اصفهان، ابتدا دكتر ابراهيم رنجبر درباره تأثير شريعت بر شعر فيض كاشاني صحبت كرد. او درباره شرايط اجتماعي حاكم بر دوران فيض گفت:« در عصر حيات فيض حكومت صفوي بيش از تمام دانش ها به علوم نقلي و از ميان انواع شعر، به اشعاري با گرايش هاي خاص روي خوش نشان مي داد. منظور اشعاري است كه در جهت تبليغ مباني فكري و تحكيم پايه هاي حاكميت حاكمان صفوي باشد و در كنار آن به عرفان و بسياري از انواع شعر عارفانه، عاشقانه و به اصطلاح رندانه روي خوش نشان نمي داد.»

وي گفت:« فيض در كشاكش دو طرز شاعري در ترديد و تردد است :‌طرز واعظانه با جهان بيني و تأملات كسي كه در كانون آموزه هاي ديني قرار گرفته و گاه بي گاه غم حيات اخروي او را فرا مي گيرد؛ و طراز عاشقانه و به اصطلاح رندانه كه حاصل بلند پروازي ها و آزادي طلبي هاي روح سركش و تأثيرهاي اشعار رندانه حافظ است.»

منوچهر دانش پژوه نيز درباره "هنر ورز يهاي شاعران عصر صفوي" گفت:« دوران حكومت صفوي دوراني بود كه ايرانيان در انديشه تجديد مجد و عظمت خود بودند و در اين زمان بود كه پس از قرن ها آشفتگي، و در واقع پس از سقوط امپراطوري ساساني، ايرانيان قادر به تشكيل امپراطوري جديدي به نام صفوي شدند كه بر همه مناطق ايران تسلط يافت.»

دانش پژوه در ادامه به برخي معضلات شاعران دوره صفوي اشاره كرد و افزود: «شاعر دوره صفوي بايد بعد از سعدي و مولوي و حافظ حرف تازه اي براي گفتن يا سبك و شيوه اي تازه ابداع مي كرد، از طرفي شاعر دوره صفوي مورد حمايت شاهان صفوي نيست اما مخاطباني بيشتر از دوره هاي قبل دارد و بالاخره دوران صفوي دوران‌آغاز ارتباط اروپاييان و رفت و آمد سياحان و جهانگردان متعدد و از هر شغل و منش به ايران است و در نتيجه شيوه هاي ادبي مغرب زمين نيز هر چند اندك ، به تدريج به محافل ادبي راه مي يابد.»

در ادامه دكتر ابوالقاسم رادفر ديگر سخنران اين همايش درباره شعر بيدل به سخنراني پرداخت.

رادفر نفوذ كلام و گسترش دامنه انديشه بيدل را منحصر به ايران ندانست و ابهام در شعر بيدل را مهم ترين عامل پيچيدگي شعر او دانست و گفت:« علاوه بر اين،بيان انديشه هاي وحدت وجودي كه محور انديشه بيدل را تشكيل مي دهد نيز مي تواند يكي ديگر از دلايل دشواري شعر بيدل باشد، اما دليل ديگر مبهم بودن شعر او در نتيجه حيرت اوست، زيرا بيدل سراسر كائنات و دستگاه آفرينش را سرشار از خيالات حيرت انگيز مي بيند.»

پس از سخنان رادفر فرزانه اعظم لطفي درباره ‌"موقعيت صائب و شاعران سبك هندي در شبه قاره "مقاله خود را قرائت كرد.

وي گفت: «اگرچه فردوسي، نظامي، مولوي، سعدي و حافظ نيز بي بهره نبوده اند، اما چون صائب هفت سال از عمر خويش را در اين مرز و بوم گذرانده و تحت تأثير آداب و سنن و محيط اين كشور شعر سروده است، با سرودهاي او مأنوس تر هستند. لطفي مقاله خود را با بررسي نمونه هايي از اشعار صائب كه با فرهنگ هند مأنوس است پرداخت.»

اشرف موسوي‌لر آخرين سخنران اين همايش با نشان دادن تصاوير متعددي از نگارگري دوره صفويه و همچنين پيش از آن، به بررسي تطبيقي نگارگري مكتب اصفهان و شعر سبك اصفهاني (هندي) پرداخت.

موسوي‌لر در توضيح تصاوير انتخابي گفت:«‌مي‌گويند پيوند بين ادبيات و نگارگري در دوره صفويه سست شده است. درباره علل اين سستي مي توان گفت، ادبيات و نگارگري تا دوره صفوي به اين صورت بوده كه نگارگري بخشي از هنر كتابت را تشكيل مي داده، اما با تغيير در دنياي شعر و ادبيات اين پيوند نيز دگرگون مي شود. همچنين سبك اصفهاني (هندي) در شعر فارسي مقارن با اين دوره رواج مي يابد و ادبيات آن قدر خيال پردازانه و متأثر از دنياي رويا و توهم شاعر مي شود كه در تاريخ شعر ايران بي سابقه است.»

وي در تحليل بصري آثار دوره هاي بيشتر(مثلا خمسه نظامي) گفت:« در اوايل قرن نهم هجري قمري، در هر صفحه نگارگري شده، متن ادبي سطح گسترده اي را اشغال كرده است و آشكار نقاشي در خدمت انتقال انديشه شاعر بوده است.»

موسوي لر خاطر نشان كرد هرچه به اواخر دوره تيموري نزديك مي شويم زمينه براي هنر نمايي نگارگر بيشتر مي شود ، تا اوايل دوره صفوي اين روند ادامه مي يابد و كاهش سطح اشغال شده به وسيله متن ادبي تا مرز حذف شدن پيش مي رود.

وي در خاتمه گفت:« در دوره صفوي بيشترشدن اندازه نگاره نسبت به متن ادبي تا آنجا پيش مي رود كه نگاره هاي آن را معمولا نمي توان به شيوه نگارگري مصور كرد و تك نگاره رواج مي يابد.»

www.honar.ac.ir
E-mail:isfahan@honar.ac.ir